نرخ سود بین بانکی در مسیر کاهشی
در اواخر وقت اداری روز گذشته، بانک مرکزی جزئیات مربوط به نرخ سود بینبانکی در آبانماه و هفته اول آذرماه را منتشر کرد. آمار و ارقام نشان از این دارد که نرخ سود بینبانکی در مسیر کاهشی قرار گرفته است. نمودار1(نمودار پایین) روند حرکت این متغیر مهم را نشان میدهد

در نمودار فوق، خط آبیرنگ نرخ سود بینبانکی را نشان میدهد. کاملا مشهود است که نرخ سود بینبانکی در آبانماه عموما ارقام بسیار بالایی را به خودش دیده و حتی رقم سقف دالان نرخ سود(22 درصد) نیز شکسته شد همین امر منجر به نگرانی بسیاری گردید. اما در ادامه با ورود بانک مرکزی و تزریق نقدینگی به بازار بینبانکی، سعی در هدایت این نرخ داشت و تا حدود زیادی نیز موفق بوده است. مطابق نمودار فوق، نرخ سود بینبانکی از رقم 23.2 درصد در آبان، به مرور زمان کاهش داده شد و نهایتا به رقم 20.7 درصد در ششم آذرماه رسید. همین امر حتی خرید اوراق بدهی دولتی را نیز برای بانکها جذاب کرد و درنتیجه هفته گذشته(4 آذر)، بیش از دو هزار میلیارد تومان اوراق بدهی دولتی فقط در بازار بینبانکی به فروش رسید. این درحالی است که هفته قبل از آن(27 آبان)، این رقم تنها 140 میلیارد تومان بوده است.
نرخ سود بینبانکی چیست و چه تفاوتی با نرخ سود بانکی و سود سپردهها دارد؟
نرخ سود بینبانکی درواقع نرخ بهرهی بین بانکها است که دارای محدوده و دالان مشخصی است. این دالان شامل نرخ کف(حداقل نرخ بهرهای که بانکها میتوانند منابع مازاد خود را با آن قیمت در بانک مرکزی سپردهگذاری کنند) و نرخ سقف(حداکثر نرخ بهرهای که بانک مرکزی نسبت به تامین مالی بانکها اقدام میکند) میباشد. بنابراین این نرخ، چیزی میان مردم و بانکها نیست، بلکه تنها مبادلات میان بانکها را شامل میشود.
چرا طی سه هفته گذشته حساسیت زیادی نسبت به این نرخ ایجاد شد؟ حدودا دو هفته پیش، بانک مرکزی طی اطلاعیهای به شفافسازی روند حرکت نرخ سود بینبانکی در نیمه اول سال جاری پرداخت؛ مطابق آن، سود بینبانکی به بالاترین مقدار خود طی هفت ماهه ابتدایی سال جاری رسیده بود. نمودار2(نمودار پایین) روند حرکت نرخ سود بینبانکی از فروردین الی 28 مهرماه سال جاری را نشان میدهد.

مطابق نمودار فوق، نرخ سود بینبانکی در آبانماه حتی از سقف دالان نیز عبور کرد و دلیل این امر در کمبود منابع بانکها در مقطع فعلی نهفته است. این دقیقا به واسطه خرید اوراق بدهی دولتی توسط بانکها ایجاد گردید. زیرا بخش قابل توجهی از منابع بانکها به سمت اوراق مذکور سوق داده شد و درنتیجه منابع مازاد بانکها کاهش یافت. این درحالی است که نرخ مذکور در اردیبهشت و خردادماه به حداقل مقدار خود و حتی زیر 10 درصد رسید، چرا که در آن مقطع به واسطه محدودیتهای اعمالی به دلیل شیوع کرونا، کسب و کارها دچار رکود و بعضا تعطیلی شدند و درنتیجه تقاضا برای منابع بانکی نیز در مسیر کاهشی قرار گرفته و در نهایت به دلیل مازاد منابع بانکی، نرخ سود بینبانکی نیز به شدت کاهش یافت.
سوال مهم این است که آیا اساسا سهامداران باید نگران نرخ سود بینبانکی باشند؟ و آیا با افزایش نرخ مذکور، بازار سرمایه در مسیر اصلاح قرار میگیرد؟
هم بله، هم خیر! از آنجائیکه نرخ سود بانکی و سود سپردهها به شکلی کاملا دستوری تعیین میگردد، بنابراین حتی با وجود افزایش نرخ سود بینبانکی، هیچ بعید نیست که نرخ سود سپردهها ثابت بماند و درنتیجه انگیزه سرمایهگذاران برای سپردهگذاری در سپردههای بلندمدت بانکی و در نتیجه خروج از بازار سرمایه نیز به حداقل خواهد رسید و بازار سرمایه هیچ واکنش منفی نسبت به افزایش این نرخ نشان نخواهد داد.
اما به چه معنی پاسخ بله است؟ در صورتیکه نرخ سود بینبانکی بسیار بالاتر از نرخ سپرده بانکی قرار بگیرد درنتیجه انگیزه بانکها برای افزایش نرخ سپردهها به شکل پنهانی و غیرقانونی، بالاتر میرود(زیرا آنها میتوانند با نرخ فراتر از نرخ سپرده قانونی، از مردم قرض بگیرند و با نرخهای بالاتر در بازار بینبانکی عرضه کنند) در نتیجه در ظاهرِ قضیه، نرخ سود سپردهها افزایش نیافته اما در واقعیت امر، برخی از بانکها و موسسات اعتباری با تخطی از قانون، دست به افزایش سود سپرده میزنند و همین امر نهایتا منجر به جذب منابع از بازارهای رقیب(منجمله بازار سرمایه) خواهد شد. بنابراین در صورتی که دولت نتواند بازار غیر رسمی بانکی را مدیریت نماید، افزایش نرخ سود بینبانکی میتواند با جذب سپرده و سرمایه بیشتر، بازارهای رقیب را در مسیر کاهشی قرار دهد. این امر طی سالهای 93 الی 95 تا حدودی رخ داده است و موسسات اعتباری و برخی از بانکها به رقابت پانزی پرداختند و نرخ سپردهها را تا جای ممکن افزایش دادند. اگرچه دلیل اصلی این رقابت پانزی در آن مقطع، بدهی بالای موسسات مذکور بوده که برای پرداخت آن به ناچار با افزایش سود سپرده نسبت به جذب سپرده جدید اقدام میکردند.
برگرفته از سیگنــال