1400/06/28

ارزی

اخبار، تحلیل و بررسی اقتصادی و بازار بورس و ارزهای دیجیتال

درباره سیاستگذاری برای رمزارزها

درباره سیاستگذاری برای رمزارزها

علی‏‌اصغر قائمی‏‌نیا کمیابی به‌‏عنوان عامل رشد قیمت می‏تواند حقیقی یا مصنوعی باشد. کمیابی طلا به نسبت سایر فلزات در طبیعت یک نوع کمیابی حقیقی و کمیابی بیت‏کوین در فضای مبادلات رمزارزها از جنس کمیابی مصنوعی ساخت بشر است.

30 copy

بنابراین تشبیه بیت‌کوین به طلا از جهت کمیاب بودن آن دو بوده و همچنان که روز به روز استخراج طلا سخت‌تر و پرهزینه‌تر می‌شود، ماین بیت‌کوین نیز انرژی بیشتری مصرف می‌کند. کمیابی دلار نیز از جنس مصنوعی است و سیاست‌های فدرال‌رزرو همواره به نحوی است که این کمیابی با توجه به جهان‌شمولی دلار حفظ شود. حال این سوال سیاستی مطرح می‌شود که آیا همچنان که ذخایر طلا برای کشورها اهمیت استراتژیک دارد، آیا ذخایر بیت‌کوین نیز شامل همین قاعده است؟ پاسخ به این سوال چند وجه دارد:

۱- بیت‌کوین به دو دلیل فعلا مورد اقبال سیاستگذاران پولی نیست. اولا هرچند روند بلندمدت بیت‌کوین صعودی است، اما نوسانات شدید کوتاه‌مدت آن که عمدتا متاثر از کم‌عمقی بازار کریپتو نسبت به بازارهای مالی و پولی دنیاست، آزاردهنده است. همچنین بیت‌کوین اقتصاد سیاسی چاپ پول دولت‌ها را به چالش کشیده است و سیاستگذاران پولی به نفع حفظ منافع حق‌الضربی دولت، با بیت‌کوین به مبارزه برخاسته‌اند؛ هرچند شاید در پرتفوی شخصی هر کدام از آنها بیت‌کوین وجود داشته باشد!

۲- این عدم اقبال در کشورهایی که با هزینه‌های ناشی از عوامل برون‌زا مثل تحریم مواجه هستند، در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد. روسیه به‌عنوان کشوری که همچنان متاثر از اسلاف کمونیست خود، انباشت سرمایه را مقدم بر رشد آن می‌داند، در ذخیره‌سازی بیت‌کوین و جایگزین کردن آن با دلار پیش‌قدم بوده است. شاید در اقلام منابع ترازنامه بانک مرکزی، جایگزینی بیت‌کوین و طلا در مقطع کنونی به صلاح نباشد، اما جایگزینی با دلار بدون پشتوانه چطور؟ در مقایسه دلار و بیت‌کوین باید گفت احتمال سقوط اعتبار و ارزش دلار هرچند پایین است، اما محتمل آن بسیار بالاست (ضرب احتمال خیلی‌کم در ضرر بسیار بسیار بزرگ). این وضعیت در بیت‌کوین برعکس است و احتمال ریزش بیت‌کوین بالاست؛ اما محتمل آن پایین است (ضرب احتمال بالا در ضرر بسیار کم). بنابراین امید ریاضی ذخیره کردن دلار و بیت‌کوین برای بانک‌های مرکزی نزدیک به هم بوده و این تصمیم می‌تواند درست باشد.

۳- تمایل به ذخیره‌سازی بیت‌کوین در کشورهایی که اساسا پول ملی ندارند یا پول ملی بسیار پر نوسان و بی‌ارزشی دارند (که عملا نتیجه هر دو یکی است) نیز در حال افزایش است. کشورهای آمریکای لاتین از جمله السالوادور، پاراگوئه و کوبا به نوعی این فرآیند را آغاز کرده‌اند. السالوادور با اعلام بیت‌کوین به‌عنوان پول ملی، پاراگوئه با قانونی‌کردن آن و کوبا با تعلیق دلار و جایگزینی بیت‌کوین این پیام را به کشورهای با تورم بالا می‌دهند که می‌توان به بیت‌کوین در مقابل پول پر نوسان داخلی چراغ سبز نشان داد. استدلال نیز این است که اگر قرار باشد پول ملی با کیفیت تولید نشود، انتخاب یک پول غیرمتمرکز دیجیتال، بهتر از پول بدون پشتوانه کاغذی آمریکاست.

۴- همچنان‌که فرآیند انتقال مواد خام و هزینه‌بر از کشورهای فقیر به کشورهای صنعتی وجود دارد، در بیت‌کوین نیز این جریان به چشم می‌خورد. کشورهایی مثل ایران که بهترین شرایط را برای خام‌فروشی مواد اولیه مثل نفت و سنگ دارند، اکنون نیز به‌دلیل انرژی ارزان بهترین گزینه برای استخراج بیت‌کوین هستند. همچنان که خام‌فروشی نفت نتیجه‌ای جز تباهی زیرساخت‌های اقتصادی و تولیدی کشور ندارد، استخراج بیت‌کوین برای کشور و خارج شدن آن نیز صرفا منافع کوتاه‌مدت داشته و سهم بسیار کمی از اقتصاد دو تریلیون دلاری رمزارزها را نصیب کشور خواهد ساخت.

بنابراین می‌توان از مقدمات فوق این‌گونه نتیجه گرفت که ایران به دلیل تحریم، پول ملی ضعیف، تورم دو رقمی و وجود منابع انرژی ارزان از چند جهت مستعد ذخیره‌سازی بیت‌کوین است. در واقع آنچه خوبان همه دارند ایران یک‌جا دارد و می‌تواند با جایگزینی تدریجی ذخایر فیات خود با رمزارز، تهدیدات اقتصادی فعلی ناظر بر تحریم و بی‌ثباتی پولی را به فرصت تبدیل کند. هرچند متاسفانه این قضیه معکوس پیش می‌رود و کشوری مثل ایران که با این شرایط باید بیشترین اقبال را به بیت‌کوین داشته باشد، صرفا به دنبال محدود کردن آن و عدم بهره‌برداری از مزایای این بازار جدید است.

سیاستگذار نه تنها باید مجرای قانونی‌شدن فعالیت‌های حوزه رمزارز را در ایران باز کند، بلکه لازم است استراتژی مناسبی برای ذخیره‌سازی بیت‌کوین در قالب ذخایر ارزی بانک مرکزی تدوین کند. دولت بیشتر از اینکه نگران ماینرهایی باشد که در داخل کشور فعالیت دارند، باید نگران باشد که بیت‌کوین‌های ماین‌شده به کجا فرستاده می‌شوند؟ سیاستگذارانی که طبق سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی به دنبال کاهش خام‌فروشی و ایجاد ارزش افزوده از منابع خام است، چرا چنین نگاهی به استخراج رمزارزها ندارد؟ آیا دولت به این موضوع فکر کرده است که صادرات برق ارزش افزوده بیشتری دارد یا استخراج و نگهداری رمزارز؟ هدایت انرژی به سمت استخراج بیت‌کوین با هدف ذخیره‌سازی در کشور و حمایت از استخراج بیت‌کوین با استفاده از انرژی‌های ارزان شاید امروز در دستور کار دولت نباشد، اما اگر چشم‌انداز رایج ۱۰۰ هزار دلاری یا یک میلیون دلاری برای بیت‌کوین اندکی مورد توجه سیاستگذار باشد، همین امروز نیز برای ذخیره‌سازی و حمایت از استخراج بیت‌کوین دیر است.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code